محمد مهريار
179
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
يافته است . به صورت ديگر بگويم اجزاى تشكيل دهندهء واژه عبارت است از « به + آو + چه » . اما جزء اول كه بهصورت « ب » در واژه آمده بود همان تخفيف يافتهء كلمهء « به » است به معناى خوب و نظاير آن بسيار است و اما جزء دوم « آ » همان « آو » است كه به اين صورت تخفيف يافته ، ولى ما خوب ملتفت مىشويم كه چگونه در سير تطور « آو » به « آ » تغيير تلفظ داده است . و جزء آخر « چه » علامت تصغير است و روى هم واژه به معناى محلى است كه منسوب است به آب خوب و خوش و بايد دانست كه بهترين نشان در نامها آن است كه خود عنوان وضع محل باشد چنان كه در بسيارى از نامها ديده مىشود . بادامك B d mak اين ديه در عداد ديههاى دهستان تنگچنار شهرستان يزد ذكر شده است در نشريهء شمارهء 289 مركز آمار ايران « 1 » جمعيت اين ده در سال 1345 فقط 45 نفر بوده است و به ناچار در حال حاضر كمتر است ، چونكه ديههاى ناحيهء يزد به حكم اينكه با قنات آبيارى مىشود ، دايما جمعيت خود را از دست مىدهد ، چون آب قناتها كم مىشود و نزولات آسمانى در دور و بر كوير لوت تقليل مىيابد . بنابراين دربارهء جامعهشناسى اين ديه چيز چندانى براى گفتن نداريم و آنچه لازم بوده است از اين پيش دربارهء ديههاى اين شهرستان آوردهايم . واژهشناسى : در اينجا آنچه نظر را جلب مىكند كلمهء « بادام » است كه در نام اين ده واقع شده است و برحسب قاعدهاى كه در مقدمهء اين كتاب گفته شد ، نامگذارى امكنه به نام خوراكيها سخت مطلوب و محبوب قوم ايرانى بوده است و « بادام » نيز از همان نامهاست كه در اطراف كشور بسيارى از امكنه بدين نام مشهور مىباشد . تا آنجا كه من اجمالا تحقيق كردهام با اين نام 30 محل و يا بيشتر ديههايى در اطراف كشور ناميده شده است كه برخى از آنها صورت دلنشين كهن دارد از جمله بادامويه ( بم ، رفسنجان ، كرمان ) ، بادامى ( مشهد ) ، باداميار ( تبريز ) ، بادامو ( كرمان ) ، بادامك ( اراك ، بيرجند ، تفت ، تهران ، قزوين ) و بسيارى امكنهء ديگر كه همه با نام « بادام » بهصور مختلف ناميده شده است . همينجا بگوييم كه « بادام » در بسيارى از مناطق كشور بهصورت تك محصول وجود دارد چونكه درخت آن با كمآبى و
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 112 .